مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1035

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1360 ] نوع سيزدهم : آنكه از جوع مفرط پديد آيد « 1 » . و علامت او ، ضعف و صغر نبض است و باشد كه مايل به صلابت بود . علاج : كشك جو و كدو و اسباناخ به روغن بادام بخورانند اندك‌اندك . و چون اين حسوها هضم شود ، اسپيدباج و ديگر اغذيهء سرد و تر دهند . و بايد كه به حمام برند و در آبزن نشانند و بعده [ يعنى پس از آن ] روغن مرطّب بمالند . [ 1361 ] نوع چهاردهم : آنكه از عطش مفرط پديد آيد « 2 » . و لا يخفى كه جوع و عطش مفرط ، سبب گرمى جگر و احتداد بخارات است و روح را گرم مىسازد . علاج : بفرمايند تا به آب سرد مضمضه و غرغره كنند پس اندك بنوشند و شيرهء خرفه و آب تمر هندى و آلوى بخارا و آب انارين و آب خيار ترش و امرود نفع دارد ؛ خاصه كه بر يخ خنك كرده باشند . و اگر مانعى نبود ، به آب سرد غسل كردن سخت صواب باشد . و بايد كه به خواب و آسايش باشد و غذا سرد و تر خورد . [ 1362 ] نوع پانزدهم : آنكه رگ‌هايى باريك كه در همهء تن پراكنده است همچون ليف در او سدّه افتد « 3 » و افواه و مجارى عروق مذكور بسته شود و بدان سبب بخار جمع گردد و گرم شود و روح نيز گرم شود و احداث تب نمايد . سبب سدّهء اين عروق ، يا خلط غليظ و لزج است كه درو بندد يا امتلا كه در خون افتد و گذر رگ‌ها را تنگ كند . بالجمله ، اين تب مسمى است به « حمى يوم سدّى » . و شناختن او متعسّر است ؛ زيرا كه به حمى عفنه مشابهت تمام دارد . و باشد كه مانند تب‌هاى خلطى بگسارد و بازگيرد . و مدت بقاى اين تب به حسب بسيارى و كمى سدّه است : اگر سدّه بسيار بود ، سه روز مىماند بلكه شش روز على ما قال « جالينوس » و اگر كمتر بود ، زودتر مىگسارد به شرطى كه در تدبير خطاى نرود . و هرگاه در حمى يوم ، فراشا و لرز آيد ، دليل انتقال او بود به عفنيه . علامت حمى يوم سدّى آن است كه هيچ سببى از اسباب واصله ظاهر نباشد و نوبت طويل دارد و به آخر عرق نكند و نبض صغير بود . پس اگر بدن منتفخ و ممتدّ و أورده بر آمده و روى سرخ باشد ، بايد دانست كه سبب سدّه ، امتلا است نه غلظ اخلاط .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Hungcr ephemeral fever . ( 2 ) . قاموس القانون : Inanition ephemeral fever ; Thirst ephemeral fever . ( 3 ) . معالجات واعظى : Embolic ephemeril fever .